منتخب خیریه ها 2

تأثیر اشتغال زنان بر روابط خانواده

تأثیر اشتغال زنان بر روابط خانواده

نویسنده: لیلا همایونفرد
چکیده
این مجموعه با عنوان تأثیر اشتغال زنان بر روابط خانواده می باشد که اطلاعات مربوطه، به روش کتابخانه ای جمع آوری شده است. همه می دانند که زنان هم در ابعاد جسمی و هم از جهت روانی- رفتاری با مردان تفاوت دارند، از طرفی زنان به خاطر داشتن نقش های متعدد در زندگی مثل نقش همسری و مادری و مدیریت خانه داری دارای شرایط خاص تری نسبت به مردان هستند و پذیرفتن اشتغال از سوی آنها در حقیقت مسئولیتی مضاعف برای آنهاست. البته اشتغال زنان می تواند برای آنها پیامدهای مثبت و منفی زیادی داشته باشد، از جمله می توان به بالاتر بودن اعتماد بنفس زنان شاغل، مسئولیت پذیری در کودکان، داشتن شرایط مالی و اقتصادی بهتر در خانواده و بالا بردن نرخ تولید و توسعه در جامعه به عنوان پیامد مثبت اشاره کرد و اما کاهش سلامت جسمی –روانی زنان، جدایی مادر و کودک، ایجاد اختلاف های خانوادگی و افزایش بیکاری مردان از آثار منفی اشتغال زنان بشمار می آید. با توجه به اهمیت خانواده در اسلام و نقش بی بدیل زن در خانواده، اشتغال زنان باید به گونه ای باشد که به کانون گرم خانواده لطمه وارد نسازد و حتی الامکان باید پیامدهای که خانواده را تهدید می کند کاهش داد. این پژوهش ضمن بررسی آثار مثبت و منفی اشتغال زنان بر روابط خانوادگی، راهکارهایی را برای کاهش آثار منفی اشتغال زنان ارائه نموده است. به عنوان نمونه زنان باید با مدیریت و برنامه ریزی دقیق برای کاهش اثرات منفی کارشان تلاش کنند، اعضای خانواده هم باید با همکاری و مشارکت بیشتر، زن را در این امر یاری نمایند و دولت نیز با ایجاد و اجرای قوانین حمایتی قانون کار و کاهش ساعات کاری برای زنان فرصت بیشتری را در اختیار بانوان شاغل قرار دهد تا آنها بتوانند بهتر به مسائل خانه داری و نقش مادری و همسریشان بپردازند.
واژگان کلیدی: زنان، اشتغال، خانواده، کودک، همسر، روابط، تربیت
کلیات
در قرن حاضر تغییر و تحول اجتماعی چنان سریع و عمیق دگرگونی هایی را در حیات جوامع به وجود آورده که شالوده نهادهای پیچیده موجود را در جامعه دگرگون و تحت تأثیر قرار داده است.
یکی از چشمگیرترین تحولات، تغییر نقش و پایگاه اجتماعی زنان در جامعه است. امروزه گرایش زنان به اشتغال در بیرون از منزل رو به افزایش است و این امر باعث تغییرات بنیادی بر ساختار شغلی جامعه و نظام خانواده شده است.
اشتغال زنان به عبارت ساده تر به انجام دادن کار زن در خارج از منزل اطلاق می گردد که امروزه به عنوان یکی از حقوق زنان مطرح است. اهمیت این بحث مهم در موضوع خانواده نهفته، چرا که خانواده مهم ترین جزء اجتماع است و نقش مهمی در تربیت و پیشرفت افراد جامعه دارد.
حال با توجه به اهمیت روابط خانوادگی در اسلام و لزوم این روابط، جای این بحث مهم به نظر می رسد که، آیا اشتغال زنان می تواند روابط خانوادگی آنها را تحت تأثیر قرار بدهد یا نه؟
در حقیقت هدف از این پژوهش ایجاد نگرش صحیح نسبت به اشتغال زنان و شناخت آثار مثبت و منفی این اشتغال بر روابط خانوادگی آنها می باشد تا بتوانیم با ارائه راه کارهای علمی قدمی مؤثر در کاهش اثرات منفی آن داشته باشیم.
در ادامه ابتدا گذری کوتاه بر ویژگی های زنان و تفاوت آنها با مردان خواهیم داشت و سپس به بیان بحث مورد نظر در رابطه با اشتغال زنان می پردازیم و نهایتاً این مقاله را با ارائه راه کارها و پیشنهاداتی در این زمینه به پایان می رسانیم.
برای شناخت هویت شخصی زن از دیدگاه اسلام و آشنایی با آن ابتدا گذری کوتاه بر دیدگاه جاهلیت قبل از اسلام نسبت به زن خواهیم داشت و سپس نظر اسلام را در مورد جایگاه و ارزش زن بیان می کنیم.
تفکر جاهلیت
جوامع عقب مانده در زمان جاهلیت ارزش و مقام زن را نادیده گرفتند و حقوق مسلم وی را پایمال کرده اند. زن در بین آن جوامع وسیله ای در جهت ارضای شهوات و گذران زندگی بوده و هیچ گونه ارزش انسانی نداشته است.
دختران در نظر پدران و زنان در نظر شوهران، موجودات ضعیف، بی قیمت و شیء قابل تملک و قابل معامله بوده اند، مادر حتی در درون خانه حق هیچ مداخله ای در امور زندگی نداشته است.
در برخی از قبایل عرب، دختران تازه زاییده شده را سر می بریدند، بعضی ها کودک را از بالای قله به پایین پرتاب می کردند و بعضی دختران را زنده در خاک گور قرار می دادند.[1]
دیدگاه قرآن و اسلام پیرامون زن و مرد
در میان مکاتب و ملل بشری تنها دین حقه اسلام است که در 1500 سال قبل برای اولین بار و به شکل منطقی، مسأله تساوی جنسیت زن و مرد و به تبع آن تساوی در حقوق را در عین اعتقاد به تفاوت وظایف فردی آن دو مطرح کرد و از یک طرف خرافه و عقیده ی انسان نبودن زن را با بیان صریح خود محکوم نمود و از جانب دیگر حقوق انسانی او را با پشتوانه محکم اخلاق و معنویت و احکام تضمین کرد.
خداوند در قرآن کریم در تمامی آیات مربوطه به خلقت زن و مرد همواره جنسیت را از حریم ذات و ماهیت انسانی آنها خارج دانسته و هرگز مردانگی و زنانگی را موجب تنوع و تمایز انسانی نخوانده است. قرآن تأکید دارد این قدرت بالغه الهی بوده که برای اجرای یکی از سنن تکوینی خود یعنی مسأله توالد و تناسل و استمرار حیات بشری از طریق اسباب و وسایل طبیعی، تحولات خاص جسمانی را به وجود آورده است.
خلاصه این که زن در جهان بینی اسلام یک انسان است و از حقوق انسانی برخودار است و در فلسفه آفرینش حیات و کمال زن و مرد یکسان لحاظ شده است.
اشتراکات و تفاوت های بین زن مرد
اشتراکات:
با مطالعه متون اسلامی به خوبی می توان همسانی زن و مرد را در برخورداری از انسانیت مشاهده کرد. زن و مرد در آفرینش کاملاً یکسان و مساوی اند، هم نسبت به مبدأ آفرینش و هم نسبت به هدف آفرینش[2] آنها دارای ابزار شناختی و ادراکی یکسان هستند.[3] و نهاد هر دو به فطرت الهی سرشته شده، آسمان و زمین مسخر هر دو قرار داده شد[4] و هر دو موانع یکسانی مثل شیطان و نفس حیوانی بر سر راه تکامل دارند.[5]
نتیجه طبیعی این تساوی در تکوین، تساوی ارزشی زن و مرد است. یعنی زنان با کسب کمالات به همان سان ارجمند خواهد شد که هر دو بر عکس و این نشان دهنده اشتراک در      ارزش های انسانی بین زن و مرد است.
تفاوت ها:
بین زن و مرد یکسری تفاوت های زیستی وجود دارد، مانند: تفاوت در دستگاه تولید مثل، هورمان ها و مغز و اعصاب و همچنین تفاوت های روانی مثل تفاوت در علایق زیبا شناختی، عواطف و سلیقه ها و یکسری تفاوت های تشریعی، یعنی تفاوت های که شریعت ها و ادیان در قالب احکام و تکالیف بین زنان و مردان قائل شده اند. از جمله: بحث حجاب و پوشش، دیه، ارث، حق طلاق، شهادت و قضاوت و ... .
خلاصه مطلب این که زن و مرد از جهت انسانی با هم مساوی و مشترک هستند و هیچ برتری نسبت به هم ندارند و تفاوت های هم که بین آنهاست براساس حکمت و مصلحت، توسط خالق هستی قرار داده شده و به هیچ عنوان ملاک برتری یکی و ضعف دیگری نیست.
زنان و اشتغال
در دوره ماقبل صنعتی شدن اکثر زنان برای حفظ خانواده کاملاً در نظام کار و تولید جذب   می شدند در آن دوره نگهداری از کودکان و آن چه امروز کار خانگی نامیده می شود، تنها بخش کوچکی از وقت زنان را می گرفت، زنان با پرورش طیور، تهیه لبنیات و کاشت سبزیجات سهم مهمی در نظام اقتصادی خانواده داشتند.
اما بعد از پدیده صنعتی شدن شکل این اشتغال تغییر کرده و با روی کار آمدن نظام کارخانه ای و امکان کارمزدوری برای نخستین بار،‌ دورنمای استقلال و جدایی از خانه و همسر را برای زنان ایجاد کرد و به دلایل و انگیزه های مختلف کم کم شاهد افزایش حضور زنان در مشاغل اجتماعی شدیم.[6]
البته هیچ کس در توانایی ها و خدمات ارزشمند زنان در جامعه و تاریخ شک ندارد، چرا که زنان در برخی صحنه ها از مردان جلوتر بوده اند، ولی بی ارزش کردن و بها ندادن به امور خانواده و محول کردن مشاغل مردانه به زنان در حقیقت نوعی بیگاری کشیدن از زنان است.
با توجه به این که زنان از نظر فیزیولوژیک توانایی های کمتری نسبت به مردان دارند و این که از لحاظ طبیعی یک سری مسئولیت های خاص مثل بارداری، بچه داری و ... را به عهده دارند، اینها همه از توانایی زنان می کاهد.
به همین علت زنان شاغل به علت قبول مسئولیت مضاعف اجتماعی همواره در معرض انواع تنش های روحی و آسیب های جسمی هستند.
طبق مطالعات موجود هم در شرایط مساوی حرفه ای، ‌زنان تحت استرس بیشتری نسبت به مردان هستند و آمادگی بیشتری برای ابتلا به بیماری های جسمی و روانی دارند.[7]
با این وجود افراد مختلف برای رفتارهای شغلی خود انگیزه های متفاوتی دارند که این    انگیزه ها صرف نظر از قوت و ضعف آنها تأثیر زیادی در موفقیت افراد در آن شغل خواهد داشت. این انگیزه ها در مورد زنان شاغل عبارتند از:
انگیزه های مادی و تشکیل سرمایه که از مهم ترین دلایل جذب زنان به بازار کار می باشد، انگیزه های اجتماعی مثل کسب احترام و الگو بودن، انگیزه های خدماتی مثل خدمت به جامعه و انگیزه های شخصی مثل کسب رضایت همسر و ... .
تأثیر اشتغال مادر بر فرزند
بدون شک یکی از مهم ترین نقش هایی که زنان در طول زندگی خود ایفا می کنند، ‌نقش مادری است و به عبارتی یکی از مهم ترین وظایف زنان به شمار می آید.
زنان باید از همان دوران بارداری با نقش مادریشان آشنا شوند و آن را بپذیرند. زمان بارداری باید دوره ای سالم و شاد و به دور از هرگونه استرس باشد که این امر به نظارت و رسیدگی کامل مادر نیازمند است.
امروزه تحقیقات نشان می دهد که وضعیت روانی زن در بارداری بر رشد جنین تأثیر بسزایی دارد. در زمان شیردهی نیز، کودک مستقیماً از نظر جسمی و روحی از مادر تغذیه می کند(یعنی علاوه بر غذای جسمی که از مادر دریافت می کند افکار و نگرانی های مادر را هم درک می کند) لذا محیط شغلی نمی تواند محیط مناسبی برای زمان بارداری و شیردهی باشد. به عبارت دیگر چنین مادری با انتقال افکار و استرس هایش به کودک و ایجاد محیط ناآرام برای او، اولین پیامد شغلیش را برای او به ارمغان آورده است.[8]
بحث بعدی موضوع جدایی مادر و کودک است که به عنوان یکی از مهم ترین پیامدهای شغلی مادران مطرح می گردد و عامل بسیاری از مسائل و مشکلات بعدی برای کودک خواهد شد.
بحث جدایی مادر و کودک و عوارض آن از مباحث مهمی است که مورد توجه روانشناسان قرار گرفته و تحقیقات بسیاری در این زمینه انجام شده که در اکثر این پژوهش ها نتایج نگران    کننده ای بدست آمده، که حاکی از تأثیرات عمیق جدایی بر شخصیت کودک می باشد.[9]
همچنین کم شدن رابطه مادر و فرزندی به دنبال مباحث گذشته مطرح می شود، جرا که ارتباط بین مادر و فرزند به خاطر عدم حضور مادر کم شده و حتی همان ارتباط کم هم بسیار سطحی و    بی ریشه می گردد چرا که مادران اغلب در همان زمانی هم که در کنار کودکانشان به سر می برند، رابطه با کیفیت و با آمادگی قبلی با فرزندانشان ندارند.
با وجود این دانشمندان تصریح کرده اند که میزان تحصیلات مادر،‌ مقدار زمانی که شغل از مادر می گیرد، نوع شغل و ... می تواند نقش مؤثری در کاهش یا افزایش اثرات منفی ناشی از اشتغال مادر داشته باشد.
تأثیر اشتغال زن بر روابط با همسر
اسلام به مسئله خانواده عنایت ویژه دارد و برای افراد خانواده که زن و مرد رکن اساسی آن هستند تکالیف و نقش های ویژه ای را در نظر گرفته که برای عملکرد حیاتی خانواده لازم است.
عدم حضور هر یک از اعضای خانواده به ویژه زن،‌ در انجام تکالیف خود ضربه ی        جبران ناپذیری را بر پیکره خانواده وارد می سازد و استحکام و بنیان آن را متزلزل می نماید. قطعاً گرایش زنان به سوی اشتغال بر روابط خانوادگی آنها خصوصاً روابط زن و شوهر اثرگذار است.
یکی از پیامدهای مثبت اشتغال زنان افزایش درآمد خانواده و کمک اقتصادی به همسر است و از این جهت می تواند موجب رضایت همسر شود، اما این در صورتی است که زنان بتوانند با عملکرد صحیح به وظایف دیگرشان هم رسیدگی کنند.
از آنجا که یکی از آثار اشتغال زنان برخورداری از اقتدار اقتصادی و کم شدن وابستگی اقتصادی به همسر است، سبب تغییراتی در روابط زن و مرد می گردد. از نظر اسلام یکی از مهم ترین وظایف زن ایجاد محیط آرام در فضای خانه و نقش آرامش بخشی زن برای همسر می باشد. متأسفانه با حضور زنان در عرصه های شغلی بعضاً قسمت عمده ای از وقت آنها گرفته می شود و به تبع آن بعضی وظایف آنها تحت تأثیر قرار می گیرد. چون در حقیقت پذیرش اشتغال از سوی زنان یعنی  زیر بار مسئولیتی مضاعف رفتن، و قبول نقش جدید علاوه بر نقش های قبلی، باعث خستگی زیاد، ایجاد استرس های مداوم و ایجاد فشارهای روحی و روانی و ... می شود.
و این عوامل پیامدهایی را به دنبال می آورد که بر همسر اثر می گذارد از جمله:
کاهش ارتباطات عاطفی، کلامی،‌ زناشویی و جنسی، که اینها منجر به مخاطراتی در روابط خانوادگی می شود و در برخی موارد این اختلافات و مشاجرات منجر به طلاق می گردد.
برخی پیامدهای مثبت اشتغال زنان
1.  بدست آوردن استقلال مالی و استقلال فردی و همچنین بالارفتن اعتماد به نفس در زنان شاغل
2.  کسب رضایت همسر به خاطر کمک به اقتصاد خانواده
3.   کمک به توسعه کشور و ایجاد رونق اقتصادی
4.   کودکان چنین مادرانی مسئولیت پذیرتر هستند.
برخی پیامدهای منفی اشتغال زنان
1.کاهش ملامت جسمی زنان شاغل و افزایش فشارهای روانی
2.  جدایی مادر و کودک
3.  افزایش نرخ بیکاری در جامعه
4.  سست شدن ارکان خانواده
راهکارهای کاهش اثرات منفی
1. شناور ساختن ساعات کار: یکی از استراتژی های بهبود شرایط کار زنان، شناور ساختن ساعات کار به دلخواه آنان و براساس شرایط خاص ایشان است تا کارکنان بتوانند بهتر به کارهای شخصی خود رسیدگی کنند.
2. مدیریت زمان و برنامه ریزی: با توجه به این که کارکردن زنان در برخی مواقع، یک ضرورت انکارناپذیر تلقی می شود چنان چه توأم با برنامه ریزی و تقسیم بندی صحیح اوقات باشد می تواند زمینه را برای رشد و تحرک شغلی در محیط کار و خانه فراهم کند. [10]
3. دورکاری: امروزه با توجه به پیشرفت علم و تکنولوژی و وجود ابزار پیشرفته برای انجام امور مثل رایانه ها بسیاری از کارهای اداری را می توان در منزل انجام داد. این کار کمک شایانی در راستای کاهش پیامدهای منفی به زنان خواهد کرد از جمله باعث صرفه جویی در وقت آنها شده و از خستگی های آنها کاسته می شود.[11]
4. تقلیل ساعات کار: یکی دیگر از راه کارها، کم کردن ساعات کاری زنان است. همه می دانند که برآورده ساختن نیازهای عاطفی و جسمی افراد خانواده احتیاج به صرف زمان دارد.
با کاهش ساعات کار زنان آنها مشکلات روحی و جسمی کمتری خواهند داشت و در مقابل وقت بیشتری هم برای انجام امور خانه داری پیدا می کنند.[12]
5. آموزش و استفاده از مشاوره: زنان باید با اصل قرار دادن حفظ ارکان خانواده بیاموزند که چطور بین رفتار حرفه ای و سازمانی با روابط اجتماعی و زندگی خانوادگی خود ارتباط معقول و منطقی برقرار کنند و شأن هر یک را منطبق بر هنجارهای خود محفوظ بدارند. همچنین استفاده از خدمات مشاوره ای جهت پیشگیری از استرس های شغلی و تأمین بهداشت روانی زنان برای سازگاری مؤثر با زندگی لازم است.
6. همکاری و مشارکت اعضای خانواده: فرزندان و همسر یک زن شاغل باید با مادر و همسر خود را درک کنند و در اجرای این فعالیت او را یاری دهند. آنها باید در انجام کارهای خانه مشارکت داشته باشند تا فشار ناشی از کار منزل بر دوش مادر کمتر سنگینی کند.
7. به کارگیری زنان در مشاغل زنانه و مورد علاقه آنها: اگر زنان را در مشاغلی گمارده شوند که با شئونات زنانه و در حقیقت با طبیعت و فطرت آنها سازگار باشد قطعاً ‌آثار منفی کمتری شامل آنها و خانواده شان خواهد شد. [13]
همچنین بکارگیری زنان در مشاغل مورد علاقه، نتایج بهتری را از جهت شغلی عاید آنها خواهد کرد چرا که بین علاقه به شغل و ارزیابی از وضعیت جسمی و روحی شاغلین رابطه معناداری وجود دارد.[14]
علاوه بر راه کارهای ارائه شده، نهادهای دولتی و رسانه ها نیز می توانند در این زمینه نقش داشته باشند و با اتخاذ تدابیر صحیح و به موقع به مشارکت بهتر زنان در جامعه کمک کنند. به عنوان نمونه این نهادها می توانند با اصطلاحات فرهنگی به برجسته شدن و کارآمدی نقش خانه داری و مادری زن کمک کنند و دولت با وضع قوانین و سیاست گذاری شفاف در قانون کار به اشتغال بهتر زنان کمک کند.
نتیجه گیری
نتیجه ای که از این مجموعه حاصل شد این است که پیامدهای اشتغال زنان با توجه به موقعیت و شرایط فردی و اجتماعی افراد، متغییر و متفاوت است و نمی توان به طور قطعی موضوع اشتغال زنان را خوب یا بد تلقی کرد.
به عبارت دیگر اشتغال زنان آثار مثبت و منفی متفاوتی در خانواده ها برجا می گذارد،          به گونه ای که نمی توان فقط آثار مثبت آن را در نظر گرفت و مطلقاً از آن دفاع کرد و یا پیامدهای منفی را بهانه قرار داد و به طور کلی زنان را از اشتغال برحذر داشت.
راه منطقی و منصفانه این است که آثار منفی اشتغال زنان بر روابط خانوادگیشان به صورت دقیق و علمی مورد بررسی قرار گیرد و راهکارهای مناسبی برای کاهش این آثار ارائه شود.
به عبارت دیگر اولویت اول برای همه زنان باید حفظ ارکان خانواده باشد و زنان شاغل هم باید این اولویت را در رأس برنامه های خود قرار دهند و پس از آن سعی کنند با استفاده از راهکارهای مناسب آثار منفی حضورشان در بیرون از خانه را به شدت کاهش داده تا فضای خانواده و اجتماع از این حضور کمترین آسیب را ببیند.
در این مجموعه هم سعی شد راهکارهای مناسبی در این زمینه ارائه شود.
فهرست منابع
1. قرآن کریم، ترجمه ی مهدی الهی قمشه ای، تهران، پایا، 1382.
2. اسمیلی، کارول، راهنمای مادران شاغل، مترجم: فریبا مقدم، تهران، انتشارات صابرین، 1384.
3. افروز، غلامعلی، روانشناسی خانواده، تهران، نشر انجمن اولیا و مربیان، 1377.
4. بانکی پور فرد، امیرحسین، آیینه زن، قم، دفتر مطالعات و تحقیقات زنان، 1381.
5. حاتمی، محمد، استرس مادران شاغل، تهران، مؤسسه فرهنگی منادی تربیت، 1382.
6. حر عاملی، محمدبن حسن، وسایل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه، ج16، قم، موسسه آل البیت، 1412ه.ق.
7. خسروشاهی، قدرت اله، مصطفی دانش پژوه، فلسفه حقوق، قم، موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، 1385.
8. دانش، عصمت، اشتغال زنان و مسائل آنها از چشم اندازهای مختلف، تهران، نشر دریای اندیشه، 1382،
9. شرلی اسلون، فیدر، بارسنگین زنان شاغل، مترجم: مینا اعظامی، تهران، نشر البرز، 1377.
10. صدری افشار، غلامحسین، نسرین حکمی و نسترن حکمی، فرهنگ معاصر فارسی امروز، تهران، نشر فرهنگ، 1381.
11. صدوق، محمد بن علی، من لایحضره الفقیه، ج3. قم، دفتر انتشارات اسلامی، 1404ه.ق.
12. صفری، فاطمه، مدل اجتماعی، پایگاه و نقش زن مسلمان در جامعه اسلامی، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، 1370.
13. طباطبایی، محمد حسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمد باقر موسوی همدانی، ج12، قم، جامعه مدرسین، 1374.
14. عمید، حسن، فرهنگ عمید، ج1و2، تهران، امیرکبیر، 1360.
15. فرید تنکابنی، مرتضی، رهنمای انسانیت سیری دیگر در نهج الفصاحه، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ هفتم، 1380.
16. قائمی، علی، خانواده و تربیت کودک، تهران، امیری، 1355.
17. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج101، موسسه الوفا، 1983م.
18. محدث، علی، کودک و روابط خانوادگی، تهران، ایران زمین کهن، 1370.
19. مطهری، مرتضی، نظام حقوق زن در اسلام، قم، صدرا، 1378.
20. معین، محمد، فرهنگ فارسی، تهران، نشر سرایش، 1380.
21. مکارم شیرازی، ناصر، رساله توضیح المسائل، تهران، نشر فکر برتر، 1386.
22. موسوی خمینی، روح الله، صحیفه نور، ج6و 8، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.
23. نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها، بولتن اندیشه، تهران، 1376.

فهرست مقالات
1. حسینی، زهرا، ضرورت و محدودیت های اشتغال زنان، کار و جامعه، شماره 42.
2. رضاپور، مهتاب، بررسی انگیزه ها اشتغال زنان، پیام زن، س18، شماره 2.
3. سفیری، خدیجه، موانع و مشکلات اشتغال زنان، کار و جامعه، ص80، شماره39.
4. عطارد، فاطمه، اشتغال زنان پیامدها و راه کارها، بانوان شیعه، تابستان1385، شماره 8.
5. علافر، صدیقه، اشتغال زنان و چالش های آن پیام زن، س13، شماره 12.
6. فرهادیان، فاطمه، پیامدهای منفی اشتغال زنان، پیام زن، خرداد1389، شماره218و219.
7. مهدیزادگان، ایران، اشتغال زنان و تأثیرات تربیتی آن در خانواده، نشریه فولاد، شماره44.

فهرست سایت ها
1. نظام جامع اطلاع رسانی اشتغال JoB Portal
 2. سایت راهکار مدیریت www.mgtsolution.com.

[1] . قدرت الله، خسروشاهی، فلسفه حقوق، قم، موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، 1385، ص135.
[2] . سوره ذاریات، آیه 56.
[3] . سوره نحل، آیه78.
[4] . سوره جاثیه، آیه13.
[5] . سوره یوسف، آیه5.
[6] . عصمت، دانش، اشتغال زنان، تهران، دریای اندیشه، 1382، ص 4 و 5.
[7] . فاطمه، فرهادیان، پیام زن، ش 218، ص 41.
[8] . بولتن اندیشه، ص 99 و 100.
[9] . علی، محدث، کودک، و روابط خانوادگی، ص 11.
[12]. فاطمه، عطارد، بانوان شیعه، ص 963.
[13]. سایت نظام جامع اطلاع رسانی اشتغال.
[14] . خدیجه، سفیری، شماره39، ص15-19.
 
منبع:  سایت مرسلات

اثرات مثبت و منفی اشتغال زنان

اثرات مثبت و منفی اشتغال زنان


امروزه شاغل بودن زنان، یکی از مسائلی است که در اجتماع مطرح است و زنان به علل گوناگون به کار روی می آورند و حتی مجبور گشته اند علاوه بر مسئولیت های خود در خانه و تربیت فرزندان، مسئولیت های اجتماعی را نیز پذیرا گردند. در اینجاست که ما با قشری به عنوان «زنان شاغل» روبه رو می شویم و ....


زنان شاغل

افرادی که در دو جبهه مهم یعنی جامعه و خانواده مشغول خدمت و انجام وظیفه می باشند.  آنها می‌خواهند نقش تازه‌ای در جامعه‌ای داشته باشند که کلیشه غالب در آن برای زنان، نقش همسری- مادری است. کار زنان در خانه و خارج از خانه چه تأثیری بر روابط اعضای خانه، اعتماد به‌نفس زنان و ساخت قدرت در خانواده خواهد گذاشت؟ آیا زنانی که در خانه می‌مانند و فقط کارهای خانه را مدیریت می‌کنند با زنانی که هم کار خانه را انجام می‌دهند و هم در امرار معاش خانواده سهم دارند فرق‌های اساسی دارند؟

در گذشته، زن، غالبا نقش مادر و همسر را به عهده داشت و به انجام امور خانه می پرداختند. اگر هم در اموری مانند کشاورزی و دامداری و امثال آن شرکت داشت، دامنه چنین مشارکت هایی در حدی بسیار محدود و منحصر به تأمین نیازهای خانواده بود اما با تغییر شرایط اقتصادی و اجتماعی و پیچیده تر شدن تقسیم کار، امروزه زنان علاوه بر ایفای نقش های فوق، پذیرای مسئولیت های عمده تر نظیر اشتغال در بیرون از خانه می باشند.

آنچه که مسلم است زنان نیمی از جمعیت دنیا را تشکیل می‌دهند و کاملا طبیعی است که زنان نیز مانند مردان بخواهند نقش مهم و موثری در جامعه و فعالیتهای اجتماعی ایفا کنند. البته در مورد اشتغال زنان، تاثیر آنها بر خانه و خانواده و تربیت فرزندان، نظرات مختلف و حتی متناقضی وجود دارد و حتی سوگیریها و دیدگاهای منفی شکل گرفته است که نیازمند بررسی و تحقیق بیشتر است. لذا در ادامه این مقاله سعی بر این شده است تا یکی از این پژوهشها را مورد بررسی قرار داده و حتی فرضیات غلطی که در این مورد شکل گرفته است را مورد بازبینی قرار دهیم:

پژوهشی که در این مقاله به ان اشاره می کنیم سعی داشته تقسیم کار میان همسران در امور خانه، ایفای نقش‌های خانوادگی، کیفیت روابط زوجین، اعتماد به نفس زنان و ...در خانواده را در 2 گروه زنان شاغل و خانه‌دار بررسی کند.

اشتغال زنان باعث می‌شود تقسیم کار در خانواده مشارکتی انجام شود و این باور که تقسیم‌کار در خانواده براساس جنسیت صورت می‌گیرد، کمی متعادل‌تر بشود، به نحوی که همسران زنان شاغل در اموری که مربوط به زنان است وارد شده و همکاری و همیاری دارند

این تحقیق که با عنوان بررسی تأثیر اشتغال زنان در خارج از منزل بر خانواده در شهر تهران با انتخاب نمونه 384نفری از زنان متاهل شاغل و خانه‌دار صاحب فرزند ساکن شهر تهران آغاز و سپس اطلاعات گردآوری شد. از مجموع 384نفر زنان شرکت‌کننده در این پژوهش، 50درصد آنان را زنان خانه‌دار و 50درصد را زنان شاغل تشکیل داده‌اند.

یافته‌های این پژوهش بیانگر آن است که میزان کیفیت روابط زوجین در بین زنان خانه‌دار و زنان شاغل در حد بالا اظهار شده است.

تحلیل فرضیات این پژوهش نشان داد که اشتغال زنان باعث می‌شود تقسیم کار در خانواده مشارکتی انجام شود و این باور که تقسیم‌کار در خانواده براساس جنسیت صورت می‌گیرد، کمی متعادل‌تر بشود، به نحوی که همسران زنان شاغل در اموری که مربوط به زنان است وارد شده و همکاری و همیاری دارند. بر اساس نظر جامعه‌شناسان شوهرانی که در کارهای خانه‌داری و مراقبت از فرزندان مشارکت کنند فشار مضاعف بر همسر را در ایفای موازی نقش کاری و خانوادگی می‌کاهند.

همچنین ادامه این بررسی ها بیانگر آن است که بین وضعیت اشتغال زنان با کیفیت روابط زوجین رابطه آماری وجود ندارد. این عدم اثبات رابطه به این معنا نیست که به‌طور کلی بین این دو متغیر رابطه‌ای وجود ندارد بلکه این امر شاید ناشی از تفاوت‌های فرهنگی- اجتماعی جامعه مورد نظر و حتی وقوع پدید‌ه‌ای باشد و یا متأثر از متغیری باشد که در این تحقیق مورد بررسی قرار نگرفته است. اما به طور کلی نتایج این تحقیق نشان می دهد که بر خلاف باور بسیاری از افراد جامعه، اشتغال زنان نمی تواند بر کیفیت رابطه زناشویی تاثیر منفی بگذارد.

مادر وسیعترین دنیای روانی و اجتماعی کودک است و از نظر کودک همچون کسی است که از تمام نقاط این جهان اطلاع دارد . اشتغال مادر موجب اختلال در تکوین شکل گیری دلبستگی کودک نسبت به مادر می شود چرا اینکه مراقبت کودک از حالت انفرادی به حالت گروهی در می آید و نتیجتاً دلبستگی کودک نسبت به مادر از حالت طبیعی خارج می گردد .

یکی دیگر از نتایج این تحقیق حاکی از آن است که اشتغال برای زنان اعتماد به نفس به‌همراه خواهد داشت. یکی از عوامل تأثیرگذار به شیوه اعمال قدرت، درآمد و دارایی زنان است. هنگامی که زنان منابع ارزشمندی در اختیار داشته باشند احتمال دارد که قدرتی نزدیک و برابر با هم داشته باشند، این زنان‌ به صورت رودر‌رو اعمال قدرت کنند و از طریق گفت‌وگو، بحث و مذاکره تنش‌ها را رفع کنند.

اما به هر حال نمی توان تصور کرد که اشتغال زنان در خارج از خانه بدون تبعات منفی باشد. زمانی می‏توان از مشارکت اجتماعی زنان و حضور فعال آنان در خارج از خانه به صورت مثبت سخن گفت که پیشاپیش مناسبات دموکراتیک در خانواده‏ها بین زن و مرد برقرار شده باشد تا آنان بتوانند با فراغت و توان بیشتری به مشارکت در عرصه‏های مختلف بپردازند و از این طریق بتوانند به انتظارات اجتماعی از یکسو و نیازها و خواسته‏های خودشان از سوی دیگر پاسخی مثبت بدهند.

بنابراین با توجه به شرایط زندگی در جامعه امروزی و با توجه به تمامی دگرگونی‌هایی که در آن صورت گرفته، مانند کاهش تعداد فرزندان، واگذار کردن قسمتی از جامعه‌پذیری کودکان به مدارس، عدم کفایت یک درآمد برای زندگی یک خانواده، وجود دختران تحصیل‌کرده که تنها نقش مادری و همسری به آنان واگذار شده است، مشکلات زندگی مادران شاغل، حاکمیت نگرش‌های مدرن در جامعه برای مردان و نگرش‌های سنتی در خانواده برای زنان، وضعیتی پیچیده را شکل داده است.

برای مثال مادر وسیعترین دنیای روانی و اجتماعی کودک است و از نظر کودک همچون کسی است که از تمام نقاط این جهان اطلاع دارد . اشتغال مادر موجب اختلال در تکوین شکل گیری دلبستگی کودک نسبت به مادر می شود چرا اینکه مراقبت کودک از حالت انفرادی به حالت گروهی در می آید و نتیجتاً دلبستگی کودک نسبت به مادر از حالت طبیعی خارج می گردد .

زنان شاغل

چیزی که مسلم می باشد این است که مادران شاغل همانند مادران غیرشاغل نمی توانند به طور تمام و کمال به کودکان خود رسیدگی کنند چون مادر چندین ساعت از روز را خواه ناخواه جدای از فرزند بسر می برد  و وقتی که بعد از سپری شدن این ساعات به فرزند می رسد خستگی ناشی از دنیای ماشینی امروز و خستگی فکر و ذهنی به مادر اجازه نمی دهد که در آن ساعات باقی مانده روز به کودک رسیدگی کافی و لازم را نماید چون از طرف دیگر مسئولیت خانه و خانه داری نیز به دوش او می باشد . لذا با این اوصاف  مهمترین مسئله ای که در اشتغال زنان باید مورد توجه قرار گیرد وجود نقش های متعددی است که زنان باید به عنوان همسر و مادر و گرداننده خانواده به عهده گیرند .

نقشهایی که در جامعه ما به صورت سنتی به آن نگریسته می شود و گاهی با نقش مدرن زن به عنوان یک فرد شاغل در خارج از خانه ناهماهنگ می باشد، لذا برای دستیابی به این مهم، پیشنهادهای زیر ارائه می‌شود:

تغییرات فرهنگی که ‌باید، در نظام ارزش‌ها و تخصیص نقش‌ها و جابه‌جایی وظایف ‌که مستلزم مشارکت مرد در انجام امور خانه‌داری است، ایجاد شود؛ اعتقاد و باور به لزوم حضور زنان در صحنه‌های مختلف اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی کشور ایجاد شود؛ جهت کاستن از مسائل و مشکلات زنان شاغل طرح‌های مؤثر و مفیدی همچون کاستن از ساعت کار روزانه و تغییر در ساعت کار هفتگی ایجاد شود تا زنان بتوانند با پایان کار روزانه، ‌درصورت لزوم بدون نگرانی از عواقب ترک محل کار، به منزل خود بازگردند؛ با توجه به افزایش فزاینده مادران شاغل و به منظور جلوگیری از اثرات جبران‌ناپذیر رشد و نمو کودک، افزایش مرخصی زایمان و ایجاد مهدکودک در محیط کار طبق استاندارد جهانی ضروری به‌نظر می‌رسد.

Top
We use cookies to improve our website. By continuing to use this website, you are giving consent to cookies being used. More details…