نقش سمن ها در توسعه صلح جهانی

حقوق بشر  > ایران  - علی محمد فلاح زاده

باخاتمه یافتن جنگ جهانی دوم و سرد شدن آتش جنگ و نفرت در مغرب زمین کشورهای درگیر به فکر نهادینه کردن صلح و امنیت افتادند در واقع آنها که خود آغازگر جنگ و بانی این همه ویرانی بودند در پی تأسیس جامعه ملل و متعاقب آن سازمان ملل متحد برآمدند که هدف اصلی آن استقرار و صیانت از صلح و امنیت، توسعه و ترویج حقوق بشر بود، بازیگران اصلی این سازمان ها مانند سازمان ملل متحد، اتحادیه اروپا و ... دولتها هستند، که با توسعه روز افزون روابط بین المللی و رشد و گسترش ارتباطات و همکاری های بین المللی وضعیت های جدیدی را در جهان معاصر رقم زده است در این    بین سازمان های غیردولتی، شرکت های چند ملیتی و حتی گروه های مخالف دولتها نیز به موازات همه آن پیشرفت جایگاه خاصی در مناسبات روابط سازمان های بین المللی و تعامل دولتها بوجود آورده اند. متعاقب جنگ جهانی دوم و براساس احساس نیاز جوامع و دولتها، سازمان ها، بنیادها و مؤسسات فروانی بمنظور حمایت و پشتیبانی از مقاصد کلی و برنامه های اصلی سازمان ملل یعنی استقرار و حفاظت از صلح جهانی، امنیت همه جانبه، توسعه و ترویج و حمایت از حقوق بشر پا به عرصه وجود گذاشتند.

اگر ما به تاریخ نیم قرن گذشته دقتی کافی داشته باشیم تشکیل سازمان های غیردولتی نوعاً در کشورهای مبدأ با هدف پشتیبانی، تغذیه و حمایت از دولت ها بوده است. سازمان ها و بنیادهای مختلف که خود را متولی اموری از قبیل امنیت، صلح، سیاست، توسعه و حقوق بشر می دانند اکثراً دولت های در سایه هستند منتهی بالباس و ظاهر غیردولتی، شاید برای بسیاری این اسم و حتی عنوان کامل آن از حیث تشکیلاتی ناشناخته است و با توجه به نقش بسیار مهم این ساختار تشکیلاتی و پس از گذشت نسل های گوناگون این قبیل سازمان ها در واقع با نقش ایده آلی که در عرصه روابط بین الملل به خود اختصاص داده اند این اعتقاد را بوجود آورده اند که سازمان های غیردولتی بیشتر از سازمان های دیگر می تواند بر پایه حقوق بشر ایفای نقش نماید. با این حال نوع مسؤولیت و ساختار این سازمان ها و نوع پاسخگویی و حیطه مسؤولیت آنها به طور کلی باسازمان های دولتی متفاوت است و از همه مهمتر این که در اکثر کشور های غربی شاهد حجم کمتر سازمان های دولتی در مقایسه با سازمان های غیردولتی هستیم که خود این موضوع فی حد نفسه در تخصیص منابع مالی بسیار مؤثر و تعیین کننده است. سازمان های غیردولتی[1] به جهت ساختار پرسنلی، تشکیلات مالی، حیطه وظایف و مسؤولیت ها بسیار دقیق، کارآمد و عمل گرا هستند که با توجه به اهداف خاص تشکیل این نوع ساختار اجتماعی شاهد رشد روزافزون آنها می باشیم.

در بسیاری از کشورها به دلیل عمل گرا بودن این سازمان ها دولتها ترجیح می دهند که بسیاری از فعالیت های اجتماعی و سیاسی از این مسیر و با این ساختار انجام شود، در واقع به دلیل درگیری دولتها در عرصه سازمان های بین المللی و به دلیل اجتناب از رویارویی کشورها و نمایندگان آنها با یکدیگر نقش این گونه سازمان ها برجسته می شود خصوصاً زمانی که این نوع تشکیلات به ظاهر از خود موضعی مستقل نشان دهند و در عمل علاوه بر پیشرفت ممتاز و مثبت نسبت به مسائل حاد جهانی و منطقه ای، موضع انتقادی و سازنده نسبت به دولت های متبوع خود نیز پیدا می کنند. زمانی که اینسازمان ها در قالب ساختاری غیردولتی فعالیت می نمایند و نسبت به بحران ها تحلیلی ارائه می دهند که علاوه بر رعایت نکات مورد قبول معیارهای جهانی، سبک و سیاق انتقادی نیز داشته باشد طرف مقابل را می تواند نسبت به بسیاری از مطالب ارائه شده به مقصد خاص راهنمایی کند. این سازمان ها در بخشی که متصدی برداشت انتقادی از برخی معضلات جامعه می باشند به شکلی این سبک و سیاق انتقادی را مطرح می کنند که حساسیت موضوع از ذهن برطرف می شود و یا لااقل طرف مقابل از جواب ارائه شده راضی شود. در این راهبرد کلی تحلیل های انتقادی تأیید نظام سیاسی است لکن با قبول برخی کاستی های و کمبودها در بسیاری از مواقع جناح ها را خلع سلاح می کند و مانع اثرگذاری تصمیمات مخرب آنها می شود.

سؤالی که درخصوص سازمان های غیردولتی از اهمیت زیادی برخوردار است این است که آیا واقعاً این سازمان ها غیردولتی هستند؟ چرا که در بسیاری از موارد تأسیس و تشکیل این سازمان ها با پشتیبانی همه جانبه دولتها و با مقاصد کاملاً سیاسی به فعالیت اجتماعی می پردازند. شناخت سازمان های غیردولتی به لحاظ محتوا و ساختار حقوقی بدون شناخت کامل بوروکراسی نوین در مغرب زمین امکان پذیر نمی باشد شاید نقطه عطف این بوروکراسی در تشیکل سازمان ملل متحد بعنوان یک سازمان دولتی بین المللی (IGO)[2] باشد حتی شناخت همه جانبه (GO)[3] یک سازمان حکومتی نیز ما را می تواند کمک نماید تا عملکرد یک سازمان غیردولتی را در ابعاد گوناگون بهتر بشناسیم در این جهت برای بهتر فهمیدن بوروکراسی نوین نظریه ماکس وبر به ما کمک خواهد کرد، ماکس وبر در تشریح بوروکراسی نوین ترتیبات خاصی را برشمرده است. در بوروکراسی نوین اصولی محکم در قلمرو و حوزه قانونی اداری حاکم است که عموماً توسط دستوراتی اجراء می گردد که قوانین و مقررات اداری- اجرایی نامیده می شوند.

الف) فعالیت های قانونی برای اهداف ساختاری بوروکراتیک

ب) قرار دادن ابزارهای لازم در اختیار مأمورین بمنظور اجرایی کردن وظایف و اهداف

ج) پیش بینی روش برای انجام منظم و مداوم وظایف و استخدام افراد تحت شمول این قواعد منظم

این تفسیر از بوروکراسی نوین پس از گذشت دهه های گوناگون انسان را با  پدیده ای بسیار مدرن در سطح سازمانی و ساختاری آن مواجه ساخته است. در واقع اگر ما بخواهیم ساختار سازمان های غیردولتی را تشریح نمائیم این پدیده نیز همانند بوروکراسی مربوط به ساختار سازمانی مغرب زمین می باشد که براساس نیاز این جوامع مراحل گوناگونی را سپری کرده است. یکی از مهم ترین وجوه سازمان های غیردولتی دقیقاً مربوط به حوزه ای می شود که دولت ها علی الاصول این گونه وانمود می کنند که در دایره تصمیمات و نظارت آنها به شکل سازمان های دولتی نیستند یعنی دولتها چه به لحاظ پی گیری، اعلام تحقیق و دیگر مراتب اداری تمایلی ندارند مسؤولیت اینگونه امور بنام آنها نوشته شود.

بهرحال نقش سازمان های غیردولتی و سازمان های غیردولتی ملی و بین المللیدر مورد موضوع مهم و چالش برانگیز حقوق بشر بسیار برجسته می باشد، از این روی سازمان های غیردولتی در عینی سازی، عملی کردن مقررات حقوق بشر و اجرایی شدن معاهدات و منشورها و پیمان های مختلف، نظارت بر اجرای حقوق بشر، آموزش مبانی آن و پی گیری حقوق قربانیان نقض حقوق بشر نقش هایی برجسته تر بر عهده می گیرند.

علی رغم نقش های متفاوت سازمان های غیردولتی چه در کشورهای غربی همراه با تعامل دوگانه و سیاست زدگی آنها و چه در دیگر کشورهای غیر غربی که آیا واقعاً اینگونه سازمان ها غیردولتی هستند و مقاصد آنها کدام است؟ نبایستی منافع کلی و مزایای اینگونه سازمان ها را برای قربانیان نقض حقوق بشر و افراد جامعه و حتی خود دولتها نادیده انگاشت به نحوی که امروزه با توسعه مفاهیم آزادی، حقوق بشر، حقوق محیط زیست و ... سازمان های غیردولتی مختلفی در عرصه های متفاوت شکل گرفته است. تأثیر این سازمان ها در ارتباط با شکل گیری قواعد حقوق بین الملل (بخصوص نظامات  بین المللی حقوق بشر)، اجراء و نظارت بر این قواعد، لابی کردن بمنظور تصویب قوانین خاص، برجسته سازی موارد نقض حقوق بشر توسط دولت ها غیرقابل انکار می باشد.

Top
We use cookies to improve our website. By continuing to use this website, you are giving consent to cookies being used. More details…